احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
282
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
شخصا به حدى بيحال و خسته و بهمهچيز دنيا بيعلاقه شده بودم كه در همان گودالى كه به زمين افتادم بخواب عميقى فرو رفتم ، اوايل شب مرا بيدار كردند و با قاطرهائيكه كاظم ناظر سفارت آلمان از اولين دهكده واقع در نزديكى محل وقوع حادثه تهيه نموده بود به مسافرت خود ادامه داده و شب با باروبنه وارد خانقين شديم . حالت كوفتگى و خستگى من باندازهء بود كه روز بعد مجبور بودم قسمتى از راه را با درشكه طى نمايم . سپس در خاك ايران با اسبهائى كه قبلا تهيه شده بود به مسافرت خود ادامه داديم . آب و هواى خوش ايران ما را از حال جمود و فرسودگى كه در صحراى سوزان عربستان بما دست داده بود بيرون آورد . در قصرشيرين با رؤساى ايل صديق و صميمى سنجابى ملاقاتى دست داد روى بام محلى كه براى توقف ما در نظر گرفته شده بود دو نيمكت چوبى قرار داده بودند . روى يكى از آنها من نشستم و روى ديگرى رؤساى ايل سنجابى و ساير محترمين قصرشيرين كه جمع شده بودند قرار گرفتند بطوريكه انتظار ميرفت اين ملاقات با تشريفات خشك و خستهكننده برخورد نمود ولى در همانموقعيكه مذاكرات ما با ردوبدل تعارفات معمولى بصعوبت شروع شده بود و هركس در فكر اين بود كه موضوعى براى ادامه مذاكرات پيدا نمايد يك مرتبه نيمكت چوبى فرسوده كه طاقت تحمل جمعيت را نداشت درهم شكست و مهمانان موقر ما و ريش سفيدان محل را روى زمين پخش نمود اين واقعه غيرمترقبه همهگى را بخنده درآورد و ما را از اين بنبستى كه همهگى در آن گير كرده بوديم نجات داد . روز بعد وارد كرند شديم نظام السلطنه رئيس تشريفات خود را باستقبال ما با آشپز خود اعزام داشته بود علاوهبر اين يك اسب راهوار خوبى هم براى من فرستاده بود كه بقيه مسافرت خود را تا كرمانشاه با آن اسب طى نمودم . پس از مبادله تعارفات معمولى و صرف يك غذاى گرم مطبوع و خوب و يك شب استراحت كامل روز بعد به طرف كرمانشاه حركت و چند روز بعد وارد شهر شديم . در كرمانشاه هم استقبال شايانى از من و همراهانم به عمل آمد و ما را بعمارتى راهنمائى نمودند كه براى توقف ما در نظر گرفته شده بود . عمارت مزبور يكى از بهترين عمارات شهر محسوب و در ميان باغ وسيعى قرار داشت علاوه بر عمارت اصلى كه دور تا دور آن ايوان با ستونهاى متعدد بود چند عمارت فرعى ديگرى در همان باغ نيز به اختيار ما واگذار گرديد . روز بعد بلافاصله بديدن نظام السلطنه و بعد به ملاقات وزرايش رفتم نظام السلطنه شخصا مردى ضعيف الجثه ولى آثار بزرگى و قدرت از سيماى او نمايان بود . پسر ارشد وزارت امور خارجه و پسر ديگرش رياست دفتر پدرش و دامادش امور وزارت جنگ را عهدهدار بودند . در حقيقت كليه مسائل مربوط بامور خارجه و بعمليات جنگى در دست خود نظام السلطنه بود ساير وزراء پنجگانه حكومت نظام السلطنه اشخاص بسيار محترمى بودند . اديب السلطنه وزارت داخله و ميرزا قاسم خان وزارت پست را اداره مينمودند ميرزا محمد عليخان كلوب كه سابقا عضو كلوب بين المللى بود و به همين مناسبت به اين اسم معروف شده بود عهدهدار امور مالى بود بعد از خاتمه جنگ نامبرده كلمه « فرزين » را براى نام خانوادگى خود انتخاب و پس از آنكه به سمت وزيرمختار ايران در آلمان منصوب گرديد به اين اسم معروف بود . مدرس يكى از روحانيون وزارت عدليه و حاج عز الممالك وزارت فوائد عامه را عهدهدار بودند . بين شخصيتهاى برجسته ديگرى كه در كرمانشاه بودند بايستى سليمان ميرزا را نامبرد كه شخصى بود بسيار زيرك و ظاهرا تمام وقت خود را مصروف فراگرفتن زبان آلمانى مينمود . ديگر ( فوزىبى ) وابسته نظامى تركيه بود . اين شخص اصلا عرب و در انتريگ يد طولائى داشت